خرید بک لینک

خبر کوتاهست و باور نکردنی!
دکتر صفوی عزیز فرزانه و فرهیخته و دوستداشتنی در گذشت.

تمام کسانی که مانند من در دوران کارشناسی، افتخار شاگردی ایشان را داشتند ، میدانند چه گوهری بودند ایشان؛ آگاه، عمیق و در عین حال مهربان، متواضع و بیادعا؛ از آنهایی که دانششان حجابی از غرور بر منش و روششان نیفکنده بود. روحش شاد

برچسب: نویسنده: ساناز شجاعی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1402 ساعت: 18:23

زبانها در کنار برقراری ارتباط (که شاید نقش بسیار کوچکشان باشد) تفکرمان را میسازند و به این صورت وجودمان را دربر میگیرند. ما در زبانمان زیست میکنیم، از طریق آن به شناخت خود و جهان اطرافمان میرسیم، و به واسطه آن، جهان اطرافمان را درونی میکنیم و بعد از طریق این زبانِ درونی شدۀ شخصی شده، به چیزها میاندیشیم!در خلال این تجارب معناهایی را از چیزها درونی میکنیم که دو گونهاند؛ بخشی همان معنای لغتنامهای اولیه است که مشترک بین گویشوران آن زبان است و برای ارجاع به آن چیزها به کار میرود و دیگری معنایی است که همراه با معنای لغتنامهایست و بر آمده از احساسات، عواطف و ... است که به آن معنای ضمنی یا معنای متداعی میگویند. بخشی از معنای ضمنی با این که بخش احساسی و انضمامی معناست ولی بر اساس تجارب مشترک میتواند میان افراد یک گروه، یک جامعه، یک ایدئولوژی و.... که باوری خاص و یا تجربهای مشترک دارند، مشترک باشد، ولی از آنجایی که تجربه هر فردی از جهان منحصر به فرد است، میتوان گفت بخشی از معنای ضمنی در زبان وجود دارد که "همواره" منحصر به فرد میماند و خاص یک فرد و تجربیات زیستهاش است و برای همین است که گاهی احساس میکنیم آنچه را که میگوییم کسی نمیفهمد یا فقط اندکی آن را میفهمند، چرا که فقط کسی ما را به خوبی میفهمد که به دنیای زیستمان و عالم درونمان نزدیک باشد و گرنه به قول اساتید ،"ما در توهم ارتباط با هم زندگی میکنیم" آنچه ما در ارتباط از هم دریافت میکنیم تنها بخشی از معناست! آن بخش مشترکِ حاصل قراردادها، زیست مشترک و تجارب مشابه! برای مثال وقتی به دوستی میگویید امروز هنگام خروج از خانه سگی را دیدم، مسلما آن معنای مشترک دایرةالمعارفی فهم میشود که شما هنگام خروج از جایی به

برچسب: نویسنده: ساناز شجاعی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 17:34

فرا رسیدن ماه محرم، ماه آزادگی ،شرافت و انسانیت ، ماه تعالی روح و مقام انسانی بر همه دوستداران حسین ع تسلیت باد

♥ چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۲♥ 13:19 ♥ غزل ♥

برچسب: نویسنده: ساناز شجاعی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 14:42

کیست یاری'>یاری کننده ای که مرا یاری کند؟؟؟سال ها و سال هاست قرن ها و قرن هاست که این سوال به گوش می رسد!!!حال ظهر عاشوراست!!! و این اوست که بر فراز قله رشادت ایستاده و بارها و بارها ما را خطاب می کند؛ او که با افتخار نشان داد چگونه می توان با تمام اندکیِ توشه و یاور اما بسیاریِ اراده و عقیده و باور ایستاد و گرچه به ظاهر مغلوب ، اما پیروزِ همیشه تاریخ بود ! از دل تاریخ در میان آتش هر بیداد، از هر گروه و نژادی و با هر عقیده ای، می پرسد و باز می پرسد کیست یاری کننده ای که مرا یاری کند؟!!! و سال ها و سال هاست قرن ها و قرن هاست که جز اندکی، که همان زمان نیز به هشتاد نمی رسیدند، این ندا را می شنویم و خود را به خواب می زنیم! به نشنیدن ! و تنها به گریستن اکتفا می کنیم!اما مگر حسین خود دشمنانش را در برابرش نمی دید که چگونه نه فقط به کشتن او و خاندانش، که به غارت خیمه ها و کودکانش دندان تیز کرده اند ؟ مگر هلهله و پایکوبی آنان را که برای نشنیدن کلامش به راه می انداختند نمی شنید؟ پس این سوال او از آنان نبود ، که می دانست دیگر یاری کننده ای نیست، که می دانست آنکه می خواست و می توانست، جان را که تنها سرمایه قیمتی اش بود در راه عقیده اش ارزانی داشته، سوال او از تمام کسانی است که پس از این فاجعه زیسته اند و بسیاری در پاسخ تنها گریسته اند. اما او تنها اشک نمی خواهد که اگر چنین بود کوفیان نیز خود با دیدن کاروان اسرا و سرهای سرفراز گریستند! اشک اگر با عشق و آگاهی ، هر دو ، همراه نباشد به چه کار می آید؟کمی به برخی از عزاداری ها نگاه کنید ! که تنها برای گریاندن ،حسین را که اسطوره پاکبازی و شهامت است ، اسطوره جهاد و پایداری در راه عقیده است تشنه مشکی آب می دانند ، کسی که از دشمن خود به زاری برای خاندان

برچسب: نویسنده: ساناز شجاعی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 14:42

یادمان باشدعاشورا تمام نشده است، چرا که عاشورا مناسکِ مناسکپرستان نیست که موقوف مکان و زمان و اعمالی خاص باشد!عاشورا صحنه محک هر روزۀ شرافت، حق گویی و عدم سازش با امر باطل است.عاشورا محدود و متعلق به هیچ زمان و مکان خاصی نیست. اوج حماسه عاشورای حسین در دهم محرم سال شصت و یک هجری به پا شد، اما عاشوراها در همه آفاق و اعصار بودند و خواهند بود.هر روز عرصه امتحان است، تا عیان شود در این میانه در کدامین سوییم!عاشورا در عین این که مناسک پرستی نیست، الزاما خون دادن و دشنه خوردن هم نیست!هر جا تا پای جان بر شرافتت ایستادی، هر جا از حق دفاع کردی، هر جا حتی اگر نتوانستی با باطل به مقابله برخیزی، حدّاقل از آن روی برگرداندی و به هیچ دلیل و قیمتی عملۀ باطل نشدی و تن به ذلت و بندگی زر و زور ندادی، یعنی در اندازه خودت، از عاشورایت سربلند بیرون آمدهای!

برچسب: نویسنده: ساناز شجاعی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 14:42

صفحه بندی